المحقق الأردبيلي
38
اصول دين ( فارسى )
فصل سيم : در بيان صفات سلبى يعنى صفاتى كه خداى تعالى به آن موصوف نباشد و منزّه باشد از آن ، هفت است : اوّل آنكه شريك ندارد يعنى يكى است و دو نيست ، زيراكه اگر دو باشد محال لازم آيد چرا كه اگر يكى ارادهء حركت جسمى نمايد در وقتى و ديگرى ارادهء سكون همان جسم نمايد در همان وقت ، پس اگر مراد هردو برآيد لازم آيد كه آن جسم در يك وقت هم متحرّك و هم ساكن باشد و اين محال است . و اگر مراد هيچيك برنيايد ، لازم آيد كه جسم نه متحرّك و نه ساكن باشد و اين نيز محال است و عجز هردو نيز لازم آيد . و اگر مراد يكى برآيد ، ترجيح بلا مرجّح لازم آيد كه محال است يا عجز آن ديگر ؛ آن نيز محال است . و نمىتواند كه هيچيك ارادهء آن نكنند چرا كه عجز لازم مىآيد . و همچنين اگر يكى اراده كند دون ديگرى ، زيراكه عجز آن ديگر لازم آيد و آن هم محال است و ديگر ترجيح بلا مرجّح لازم آيد ؛ چه نسبت هردو